تبليغاتX
من-و-تو - زبان از یاد رفته!
زمانی به زبان گل ها سخن می گفتم،
زمانی هر کلمه ای را که کرم ابریشم می گفت می فهمیدم،
زمانی در خفا به وراجی های سار ها می خندیدم،
و در رختخوابم با مگسی گپ می زدم.

زمانی به تمام سئوال های جیرجیرک ها گوش می دادم
و به تمام آن ها جواب می دادم،
و با گریه ی هر دانه برف در حال مرگ که فرو می افتاد
همدردی می کردم.

زمانی به زبان گل ها سخن می گفتم...
چه شد که این ها همه از یادم رفت؟
چه شد که این ها همه از یادم رفت؟
+ نوشته شده توسط پیمان در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 2:59 |